پوکی استخوان
توسط مدیر سامانه دذ ۳ مهر, ۱۳۹۱ دذ ۰۸:۵۰ قبل از ظهر | دسته‌بندی شده در آشنایی با بیماری ها | با ۰ دیدگاه

پوکی استخوان

ساختار طبیعی استخوان

استخوان های طبیعی از پوسته ای سخت از استخوان متراکم تشکیل شده اند که دور صفحات و میله هایی استخوانی مرتبط با یکدیگر (استخوان اسفنجی) را گرفته است که مغز استخوان در میان آن ها جای دارد. ضخامت پوسته بیرونی استخوان متراکم در بخش های مختلف استخوان بندی بدن متفاوت است؛ مثلاً در جمجمه و استخوان های پاها و دست ها بیشتر است تا در مهره ها. بیشتر استحکام استخوان بندی بدن، از استخوان متراکم است، ولی استخوان اسفنجی هم نقش مهمی در آن دارد. در واقع، استخوان عمدتاً از پروتئینی به نام کلاژن و کانی های استخوانی تشکیل شده است که کلسیم از جمله ی آن ها است.

استخوان، بافتی زنده است که برای حفظ استحکام خود نیاز به بازسازی مداوم دارد. در هر لحظه، استخوان قدیمی تحلیل رفته و استخوان تازه جای آن را می گیرد. اگر این فرآیند، که در سطح استخوان صورت می گیرد و استخوان سازی نام دارد، وجود نداشت، استخوان بندی انسان هنگامی که هنوز جوان است دچار خستگی می شد. دو نوع اصلی سلول های استخوانی وجود دارد: استئو کلاست ها که استخوان را تخریب می کنند، و استئو بلاست ها که استخوان جدید می سازند. هر دو این سلول ها در مغز استخوان ساخته می شوند.

با بالا رفتن سن، استئو کلاسست ها فعال تر شده و فعالیت استئو بلاست ها کمتر می شود، و به این ترتیب استخوان بیشتری تحلیل رفته و استخوان کمتری ساخته می شود.

تغییرات استخوانی در پوکی استخوان

در پوکی استخوان، مقدار هر دو نوع استخوان های متراکم و اسفنجی کاهش می یابد. نازک شدن لایه ی بیرونی استخوان متراکم، استحکام آن را به شدت پایین آورده و خطر شکستگی را بالا می برد. با کاهش استخوان اسفنجی، صفحات و میله های ضخیم استخوانی بسیار نازک می شوند و یکنواختی ساختار استخوان از بین می رود. این تغییرات به ضعف استخوانی ناشی از نازک شدن پوسته ی متراکم دور استخوان می افزاید.

تغییرات توده ی استخوانی در طول زندگی

اوج توده استخوانی

در دوران کودکی و نوجوانی، استخوان ها نه تنها رشد می کنند، بلکه سخت تر هم می شوند. در سنین حدود ۲۵ سالگی، توده استخوان به حداکثر مقدار خود می رسد؛ این را اوج توده ی استخوانی می نامند. اوج توده ی استخوانی در افراد مختلف بسیار متفاوت است، و به طور کلی در مردان بالاتر از زنان است. همان طور که انتظار می رود، اوج توده ی استخوانی در کسانی که چهار چوب بدنی بزرگ تر دارند بالاتر است تا آن هایی که بدنشان کوچک و لاغر است.

تغییر استخوانی در پوکی استخوان

اوج توده استخوانی در تعیین این که فرد در سال های بعد در خطر پوکی استخوان قرار می گیرد یا نه مهم است. اگر مقدار آن پایین باشد، حتی مقدار کم تخریب استخوانی می تواند به شکستگی بیانجامد، در حالی که اگرمقدار آن بالا باشد، فرد در برابر پوکی استخوان محافظت می شود. عواملی که اوج توده استخوانی را تعیین می کنند کاملاً شناخته نشده اند، ولی تأثیر ژنتیکی بسیار قوی است و گمان می رود مصرف کلسیم و ورزش هم در تعیین آن مهم باشند. به علاوه، هورمون های جنسی می توانند بر اوج توده استخوانی تأثیر بگذارند، مثلاً قاعده نشدن (فقدان خونریزی ماهانه زنان) باعث بی اشتهایی عصبی یا بیماری های دیگری می شود که اوج توده ی استخوانی را پایین می آورند، در حالی که شواهدی در دست است که خوردن قرص های ضد بارداری می تواند به بالا بردن اوج توده استخوانی منجر می شود.

تحلیل استخوانی در اثر بالا رفتن سن

هم در مردان هم در زنان، تحلیل استخوانی ناشی از بالا رفتن سن از حدود ۴۰ سالگی شروع شده و تا پایان عمر ادامه می یابد. در زنان حدود ۳۵ درصد استخوان متراکم و ۵۰ درصد استخوان اسفنجی در طول عمر از بین می رود، در حالی که در مردان میزان تحلیل استخوانی دوسوم این مقادیر است. دلیل تحلیل بیشتر استخوان در زنان این است که در دوران یائسگی سرعت تحلیل استخوانی تا چند سال افزایش می یابد. چون زنان از آغاز توده ی استخوانی کمتری دارند، تحلیل استخوانی در دوران یائسگی افزایش می یابد، و چون بیشتر از مردان عمر می کنند، بیشتر در خطر ابتلا به پوکی استخوان هستند. در واقع، در  حدود سنین ۸۰ سالگی، توده ی استخوانی در زنان چنان پایین است که احتمال شکستگی آن ها در اثر بالا رفتن سن کاملاً شناخته نشده اند، ولی کمبود استروژن از علل عمده ی تحلیل استخوانی در یائسگی است.

در بسیاری از افراد، تحلیل استخوانی ناشی از بالا رفتن سن برای ابتلا به پوکی استخوان کافی است. ولی در برخی موارد، عوامل دیگری تحلیل استخوانی را بیشتر می کنند که در دوران سالمندی روی می دهند. این ها را در فصل بعد توضیح خواهیم داد.

چه کسانی پوکی استخوان می گیرند؟

هرکسی ممکن است دچار پوکی استخوان شود، ولی برخی افراد بیشتر تر از دیگران در خطر ابتلا به آن هستند. خطر پوکی استخوان در هر فرد بستگی به ترکیب عواملی از جمله سن، جنس و نژاد او دارد. از این رو، یک زن سالمند بیشتر از یک مرد جوان و یک فرد سیاه اهل کارائیب، بدون توجه به جنس یا سن او، کمتر از یک آسیایی تبار یا سفید اروپایی در معرض خطر است. عوامل ژنتیکی در تعیین اوج توده ی استخوانی مهم هستند و ممکن است بر میزان تحلیل استخوان در اثر بالا رفتن سن تأثیر بگذارند.

در برخی موارد، تحلیل استخوانی ناشی از بیماری ها، دارو ها یا شیوه زندگی می تواند خطر پوکی استخوان را بسیار بیشتر کند.

عوامل ژنتیکی

با شیوع پوکی استخوان، بسیاری از افراد اثرات آن را در بعضی از بستگان دیده اند و نگران آن هستند که بیماری را به ارث برده باشند. پوکی استخوان تا حدی ناشی از بالا رفتن سن است، ولی برخی افراد را بیشتر از دیگران گرفتار می سازد. شکی نیست که تأثیراتی ژنتیکی در ابتلا به پوکی استخوان وجود دارد، گرچه مثل خطر بیماری هایی مانند فیبروز کیستی یا هموفیلی قوی نیست. تأثیر ژنتیک بر اوج توده ی استخوانی مشخص است، ولی عوامل دیگر در سال های بعدی عمر اهمیت بیشتری پیدا می کنند و ممکن است تعیین کننده ی احتمال بروز پوکی استخوان شوند.

با این همه، خطر پوکی استخوان در افراد بسیار لاغر بیشتر است، که به طور کلی یک ویژگی ارثی است. همچنین، زنانی که مادر آن ها در سنین پیری دچار شکستگی استخوان لگن شده است، خود آن ها هم دو برابر معمول، در خطر شکستگی استخوان لگن هستند.

عوامل خطر قوی برای پوکی استخوان

یائسگی زودرس

یائسگی به دورانی گفته می شود که خونریزی های قاعدگی متوقف می شوند، و معمولاً در حدود ۵۰ سالگی روی می دهد، گر چه هر سنی بعد ار ۴۵ سالگی برای سائسگی طبیعی به شمار می رود. وقتی یائسگی پیش از این سن روی دهد، چه به طور طبیعی و چه در اثر عمل جراحی خارج کردن تخمدان ها، پرتوتابی یا شیمی درمانی، یائسگی زودرس به شمار می آید.

زنانی که یائسگی زود هنگام داشته اند بیشتر در خطر پوکی استخوان و سایر پیامد های کمبود استروژن، مثل بیماری قلبی، هستند.

قاعده نشدن

قاعده نشدن (فقدان خونریزی های ماهانه) پیش از یائسگی ممکن است به دلایل متعددی رخ دهد. قاعده نشدن در زنان دچار بی اشتهایی عصبی و زنانی که ورزش شدید می کنند (مثل قهرمانان ورزشی، ورزشکاران ژیمناستیک و رقصندگان باله) شایع است.

این مشکل همچنین در زنان دچار بیماری های مزمن، مثل برخی انواع بیماری های کبد یا التهاب روده، نیز روی می دهد. در بیشتر این موارد، خونریزی های طبیعی ماهانه پیش از بروز مشکل وجود داشته اند (قاعده نشدن ثانویه). مورد کمتر شایع، اختلالات ناشی از بیماری های دستگاه تولید مثل است که به ناتوانی در تولید هورمون های جنسی در هنگام بلوغ منجر می شود که تأخیر در شروع یا فقدان کامل خونریزی های قاعدگی را در پی دارد. قاعده نشدن با کمبود تولید هورمون جنسی استروژن همراه است و یک عامل خطر قوی در بروز پوکی استخوان است.

استروئید درمانی

استروئید درمانی، که معمولاً به صورت مصرف خوراکی پردنیزولون انجام می شود، در بسیاری بیماری ها از جمله برخی بیماری های روماتیسمی، برخی بیماری های ریوی، التهاب روده ی بزرگ و برخی انواع سرطان، تجویز می شود. متأسفانه، گر چه استروئید ها در درمان این بیماری ها بسیار مؤثر هستند، ولی ممکن است به تحلیل سریع استخوانی و پوکی استخوان منجر شوند. دُز «بی خطر» پردنیزولون برای استخوان بندی وجود ندارد، گر چه خطر بروز پوکی استخوان باافزایش دُز بیشتر می شود.

یک دوره ی کوتاه استروئید درمانی اثرات زیانباری بر استخوان ها ندارد، مگر اینکه زیاد تکرار شود. مصرف کرم ها و پماد های جلدی استروئیدی، تزریق استروئید به درون مفاصل و تنقیه ی استروئید تحلیل استخوانی را در پی ندارد. استنشاق استروئید، که در درمان آسم خیلی کاربرد دارد، ممکن است اثرات کمی بر استخوان داشته باشند، ولی مشکلی ایجاد نمی کند، مگر اینکه سال ها مقادیر زیاد آن مصرف شود.

سابقه ی شکستگی استخوان

کسانی که سابقه ی شکستگی ناشی از پوکی استخوان دارند بیشتر در معرض شکستگی استخوان در آینده هستند. دلیل آن هم مشخص نیست، ولی ممکن است به علت شکننده بودن استخوان هایی باشد که قبلاً شکسته شده اند. این مخصوصاً در زنان دچار یک یا چند شکستگی در ستون مهره ها صادق است که خطر شکستگی مجدد در آن ها هفت برابر می شود. همه ی زنان دارای سابقه ی شکستگی، مخصوصاً در مچ دست یا ستون مهره ها، باید در معرض خطر بالای شکستگی مجدد در آینده محسوب شوند.

بیماری تیروئید

تولید بیش از حد هورمون تولید شده توسط غده ی تیروئید (تیروکسین) باعث تحلیل استخوانی می شود و در صورتی که درمان نشود می تواند به پوکی استخوان منجر گردد. مصرف زیاد تیروکسین برای درمان کم کاری غده ی تیروئید هم ممکن است همان اثر را داشته باشد، از این رو، زنانی که تیروکسین مصرف می کنند باید برای کنترل دُز مناسب مرتب آزمایش خون شوند.

سرطان

برخی انواع سرطان با تخریب سریع استخوانی همراه هستند که پوکی استخوان را در پی دارد. یکی از شایع ترین آن ها مِیلوم یا سرطان بدخیم مغز استخوان است.

سایر عوامل خطر

تعدادی از بیماری ها، خطر بروز پوکی استخوان را بالا می برند. این ها عبارتند از برخی انواع بیماری مزمن کبدی، نارسایی کلیوی و التهاب روده. برخی دارو ها هم می توانند  خطر پوکی استخوان را بیشتر کنند، مثل مصرف طولانی مدت داروی ضد انعقاد هپارین، دارو های ضد صرع و برخی دارو های مصرفی در درمان سرطان پستان. کم بودن بیش از حد وزن هم عامل خطری برای بروز پوکی استخوان است.

عوامل خطر شیوه ی زندگی

بسیاری وجوه زندگی روزمره می توانند بر استخوان ها تأثیر بگذارند، از جمله رژیم غذایی، فعالیت جسمانی، مصرف الکل و سیگار کشیدن. گر چه اثر این عوامل بر توده استخوانی و شکستگی به طور کلی کمتر از عوامل خطری است که قبلاً گفته شدند، توجه به آن ها هم اهمیت دارد، چون می توان آن ها را برای کاهش خطر پوکی استخوان تغییر داد.

رژیم غذایی

عوامل زیادی در رژیم غذایی هستند که بر استخوان بندی تأثیر می گذارند. مصرف کم کلسیم در دوران کودکی و نوجوانی می تواند به کاهش اوج توده ی استخوانی منجر شود و در سال های بعد، کمبود کلسیم در رژیم غذایی تحلیل استخوانی را شدت می بخشد. کمبود شدید میتامین D، که اغلب با کمبود کلسیم همراه است، باعث نرمی استخوان ها (استئومالاسی) می شود. درجات کمتر کمبود ویتامین D، که در سالمندان شایع است، تحلیل استخوانی را بیشتر کرده و خطر شکستگی را بالا می برد. مصرف زیاد پروتئین، کافئین و نمک هم، خطر بروز پوکی استخوان را بیشتر می کند.

الکل

مصرف معتدل الکل، مثلاً ۱۴ واحد برای زنان و ۲۱ واحد برای مردان در هفته ظاهراً خطری ندارد. ولی مصرف زیاد الکل خطر شکستگی را تا حدی به دلیل کاهش توده ی استخوانی و تا حدی به علت بالا رفتن خطر زمین خوردن بیشتر می کند.

سیگار

زنانی که سیگار می کشند زودتر یائسه می شوند و سطح استروژن آن ها کمتر از زنان غیر سیگاری است. به علاوه، گمان میرود توتون اثرات زیانباری بر سلول های استخوان ساز (استئو بلاست ها) داشته باشد. به همین دلایل، خطر پوکی استخوان در زنان سیگاری بسیار بیشتر است.

فعالیت جسمانی

کمبود فعالیت جسمانی در کودکی و نوجوانی ممکن است به کاهش اوج توده ی استخوانی منجر شود، در حالی که بی تحرکی در هر سنی تحلیل سریع استخوان را در پی دارد. در افراد سالمند، فعالیت جسمانی در اثر ضعف توان ماهیچه ها کمتر است و خطر زمین خوردن و شکستگی بیشتر می شود.

عوامل خطر برای زمین خوردن

تقریباً همه ی شکستگی های لگن و مچ دست و برخی شکستگی های ستون مهره ها بعد از زمین خوردن روی می دهند. با بالا رفتن سن، تعداد زمین خوردن ها افزایش یافته و عوامل دیگری هم خطر زمین خوردن و شکستگی را بیشتر می کنند. برخی از این ها خطرات محیطی هستند، مثل سنگ فرش های ناهموار یا پله ها، لبه های فرش و غیره. عامل دیگری هم مستقیماً با سلامت فرد مرتبط هستند، مثل ضعف دید، فراموشی، ناتوانی جسمانی ناشی از بیماری هایی مثل سکته ی مغزی یا التهاب مفاصل، عدم تعادل و ضعف کلی ماهیچه ها.

الکل و دارو هایی مثل مسکن ها و آرام بخش ها هم خطر زمین خوردن را بیشتر می کنند. این عوامل نه تنها فرد را مستعد زمین خوردن می کنند، بلکه واکنش طبیعی محافظتی در برابر زمین خوردن، مثل باز کردن دست ها برای جلوگیری از افتادن یا حفظ تعادل پس از سکندری خوردن، را هم کمتر می کنند. این عوامل مخصوصاً در زمین خوردن سالمندان مهم هستند و خطر شکستگی لگن را بالا می برند.

علائم و نشانه های پوکی استخوان

علائم پوکی استخوان فقط وقتی شکستگی روی دهد بروز می کنند. باید دانست که تحلیل استخوان به خودی خود درد یا علامت دیگری ندارد؛ مثلاً پشت درد را نمی توان دلیل کمی توده ی استخوانی دانست، مگر اینکه شکستگی روی داده باشد. شکستگی های ناشی از پوکی استخوان باعث درد و ناتوانی می شوند؛ در برخی موارد، علائم این شکستگی ها تا آخر عمر باقی می مانند، در حالی که در موارد دیگر سرانجام از بین رفته یا بهبود می یابند. شکستگی های مچ دست، ستون مهره ها یا لگن شایع تر هستند، در حالی که شکستگی در سایر استخوان ها، مخصوصاً بازو، هم ممکن است روی دهد.

شکستگی های مچ دست

شکستگی هایی که از روی نام جراح ایرلندی که نخستین بار آن ها را توصیف کرد «کولز» نام گرفته اند، در میان زنان بین ۵۰ تا ۷۰سال بسیار شایع هستند. این شکستگی ها معمولاً در زمین خوردن رو به جلو از حالت ایستاده روی می دهند که زن، دست خود را برای جلوگیری از سقوط دراز می کند. اغلب استخوان زند زبرین، یکی از دو استخوان بین آرنج و مچ دست، می شکند، ولی چون بیشتر در ناحیه ی نزدیک به مچ دست می شکند، شگستگی مچ دست نام گرفته است.

درمان شکستگی های مچ دست

شکستگی های مچ دست دردناک هستند و نیاز به درمان در بیمارستان، معمولاً به صورت سرپایی، دارند، گر چه بیماران پیرتر ممکن است نیاز به بستری شدن پیدا کنند. انتهاهای شکستگی گاهی جا به جا می شوند و پیش از گچ گرفتن و بی حرکت کردن آن ها برای جوش خوردن، باید به جای خود بازگردانده شوند. معمولاً دست بین چهار تا شش هفته در گچ می ماند که در این مدت فقط حرکات محدود دست امکان پذیر است.

اثرات دراز مدت شکستگی های مچ دست

گر چه بیشتر افرادی که دچار شکستگی مچ دست می شوند سرانجام بهبود می یابند، ولی مشکلاتی هم ممکن است در طی بهبود، بروز کند. گاهی جوش خوردن انتهاهای شکسته کامل نیست و منجربه بد شکلی واضح مچ دست می شود. حدود یک سوم زنان بعد از شکستگی، دچار عارضه ای به نام آلگودیستروفی (دیستروفی دردناک) می شوند و باعث درد و حسایت، ورم و خشک شدن دست می شود و ممکن است گردش خون آن ناحیه را هم مختل کند. در این بیماران، اغلب درد و خشک شدن ممکن است تا سال ها باقی بماند.

شکستگی مهره ها

شکستگی مهره چیست؟

شکستگی پوکی استخوانی ستون مهره ها از دیگر شکستگی ها متفاوت است، چون در اینجا استخوانی شکسته نمی شود، بلکه مهره ها تغییر شکل می دهند، که استخوان های تشکیل دهنده ی ستون مهره ها هستند. در ستون مهره های طبیعی، مهره ها شبیه به آجر ها یا مجموعه ای از قوطی ها هستند. در پوکی استخوان، تحلیل استخوانی ممکن است به خرد شدن یا فشردگی و نازک شدن پشت، وسط یا جلو مهره ها یا ترکیبی از این ها، منجر شود.

ستون مهره ها به نواحی گردنی، سینه ای (پشتی) و کمری تقسیم می شود که به ترتیب هشت، دوازده و پنج مهره دارند. در پوکی استخوان معمولاً فقط مهره های سینه ای و کمری گرفتار می شوند، که احتمالاً به خاطر بار بیشتر وزن بر روی آن ها است. مهره هایی که بیشتر از همه گرفتار می شوند مهره های میانی و پایینی ناحیه ی سینه ای و مهره های بالایی کمری هستند.

شکستگی مهره چگونه روی می دهد؟

در پوکی استخوان، شکستگی مهره می تواند ناشی از زمین خوردن باشد، ولی ممکن است خود به خود، یا در اثر کارهایی مثل سرفه کردن، بلند کردن، خم شدن یا چرخیدن هم روی دهد.

علائم شکستگی مهره

علائم حاصل از شکستگی مهره ها بسیار متنوع است؛ در دوسوم موارد ممکن است درد ناشی از شکستگی بسیار کم باشد یا اصلاً درد شدید است، گر چه دلیل این تفاوت ها مشخص نیست.

درد معمولاً در پشت در محل مهره ی آسیب دیده احساس می شود که در سطح همان مهره در دور بدن رو به جلو گسترش می یابد. درد اغلب بسیار شدید است و ممکن است روز ها و هفته ها طول بکشد. در بیشتر موارد، بهبود تدریجی در طول ماه ها یا سال ها روی می دهد؛ این فرآیند بسیار متغیر است و در حالی که درد در برخی افراد مبتلا، ظرف چند ماه از بین می رود، در عده ای درد و ناراحتی برای همیشه باقی می ماند.

چون درد پشت در بسیاری از مردم شایع است و شکستگی مهره ها همیشه با درد، همیشه همراه نیست، درد در افراد دچار شکستگی مهره ممکن است التهاب مفصل یا گرفتاری دیسک بین مهره ای باشد، که بسیار شایع است. در برخی بیماران تشخیص دقیق علت درد دشوار است، ولی قاعده کلی این است که شکستگی مهره ایجاد درد سیاتیک نمی کند (دردی در پشت که به پا منتشر می شود) این درد معمولاً در اثر گرفتاری دیسک بین مهره ای روی می دهد.

دیگر اثرات شکستگی مهره

شکستگی مهره می تواند علائم ناراحت کننده ی دیگری هم ایجاد کند. وقتی چندین مهره گرفتار شوند، کوتاه شدن قد، از دو یا چهار سانتی متر تا ۱۵ سانتی متر یا بیشتر، واضح است. این کاهش قد معمولاً در طول سالیان روی می دهد. خود بیمار متوجه کوتاه شدن قد می شود، چون دیگر دستش به جاهایی که قبلاً می رسید نمی رسد یا با مقایسه با دوستان یا افراد خانواده، خود را کوتاه تر احساس می کند.

کاهش قد اغلب با خمیدگی ستون مهره ها همراه است که به «کوژپشتی بیوه زنان» منجر می شود. این تغییر در شکل ستون مهره ها باعث فشرده شدن سینه و شکم به طرف پایین می شود و به بیرون زدگی شکم، از بین رفتن خط کمر و پیدایش چین های افقی روی شکم منجر می گردد.

این تغییرات باعث مشکلات جسمانی و روانی زیادی شوند. ترکیب درد و بدشکلی ستون مهره ها اغلب با محدود شدن فعالیت های روزمره مثل خانه داری، خرید، باغبانی یا ایستادن و نشستن طولانی همراه است. در موارد خیلی شدید، سینه چنان به پایین فشرده می شود که دنده های پایین با لبه ی بالای استخوان لگن تماس پیدا می کنند و ناراحتی شدیدی را به دنبال دارند. به علاوه، فضای شش ها برای متسع شدن کمتر شده و به تنگی نفس، مخصوصاً به هنگام فعالیت منجر می گردد. وقتی ستون مهره ها خیلی خمیده شود، بیمار ممکن است بالا نگاه داشتن سر را دشوار بیابد؛ کوشش برای راست گرفتن سر، درد گردن و سر را به همراه دارد.

تغییر در شکل بدن و پیامد های آن به عدم اعتماد به نفس منجر گردیده و بر فعالیت های اجتماعی تأثیر می گذارد. در نتیجه ی از بین رفتن خط کمر و برجسته شدن شکم، پیدا کردن لباس مناسب برای بسیاری بیماران دشوار می شود؛ پای دامن لباس ها پایین می افتد و کمر لباس ها به اندازه نیستند.

بسیاری بیماران از زمین خوردن می ترسند و این فعالیت های جسمانی و اجتماعی را محدود تر می کند، عجیب نیست که افسردگی در مبتلایان به پوکی استخوان ستون مهره ها شایع است.

شکستگی های لگن

شکستگی لگن چیست؟

این شکستگی ها در بخش بالایی استخوان ران روی می دهند و بیشتر در افراد سالمند، با میانگین سنی ۸۰ سال اتفاق می افتند. چون سالمندان به هنگام راه رفتن کمی خود را به عقب یا به یک طرف می اندازند بیشتر احتمال دارد بر روی لگن بیافتند، مخصوصاً چون نمی توانند با باز کردن دست ها مانع افتادن خود شوند. تقریباً تمام شکستگی های پوکی استخوان لگن، بعد از زمین خوردن از حالت ایستاده روی می دهند، گر چه به ندرت خود به خود هم اتفاق می افتند.

درمان جراحی شکستگی لگن

شکستگی های لگن تقریباً همیشه دردناکند و نیاز به مراجعه به بیمارستان دارند. برای درمان هم عمل جراحی لازم است؛ اگر انتهاهای استخوان شکسته جا به جا نشده باشند، درمان معمولی با استفاده از پیچ و صفحه فلزی کافی است، ولی اگر شکستگی، جا به جا شده باشد (یعنی دو انتهای شکسته در امتداد هم قرار نگیرند) اغلب جایگزینی با مفصل مصنوعی لگن توصیه می شود. چون بیماران دچار شکستگی لگن، سالخورده و اغلب ضعیف هستند، مشکلات عمل جراحی نسبتاً زیاد است و ممکن است لازم شود بیمار دو تا سه هفته در بیمارستان بماند.

پیامد های دراز مدت شکستگی لگن

حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بیماران ظرف شش ماه پس از شکستگی لگن می میرند. از آن هایی که می مانند، فقط یک چهارم شان فعالیت سابق خود را دوباره به دست می آورند، در حالی که یک سوم آن ها استقلال خود را از دست می دهند و بیشتر این ها نیازمند مراقبت پرستاری در خانه می شوند. بقیه هم ناتوان تر از پیش از شکستگی شده و ممکن است نیازمند کمک در زندگی روزمره شوند. بنابراین، شکستگی های لگن پیامد های ویرانگری هم برای بیمار و هم برای خانواده و دوستان او دارند.

تشخیص پوکی استخوان

اندازه گیری پوکی استخوانی

از آنجا که پوکی استخوان یک بیماری قابل پیشگیری است، تشخیص هر چه زودتر آن بسیار مهم است. این کار یعنی تشخیص کم بودن توده استخوانی پیش از بروز شکستگی. راه های متعددی با استفاده از دستگاه های تعیین توده ی استخوانی برای این کار وجود دارند. اندازه گیری معمولاً در نقاطی از استخوان بندی انجام می گیرد که احتمال شکستگی در آن ها بالا است، یعنی ستون مهره ها، لگن و مچ دست.

دلیل اندازه گیری توده ی استخوانی به دست آوردن اطلاعاتی در مورد احتمال شکستگی است. درست مثل اندازه گیری فشار خون، برای پیش بینی احتمال سکته مغزی یا اندازه گیری میزان کلسترول خون برای پیش بینی خطر سکته قلبی، میزان توده ی استخوانی فرد را برای احتمال شکستگی می توان اندازه گرفت.

توده ی استخوانی چگونه اندازه گیری می شود؟

روش های متعددی برای اندازه گیری توده ی استخوانی وجود دارند، ولی معمول ترین آن ها DXA (جذب سنجی دوگانه انرژی پرتو ایکس) است. این روش توده ی استخوانی لگن، مهره ها، مچ دست یا تمام استخوان بندی را اندازه می گیرد و اغلب اسکن استخوان نامیده می شود. اندازه ای از توده ی استخوان که این اندازه گیری به دست می دهد تراکم کانی های استخوان (BMD) خوانده می شود و نام کلی برای انداره گیری تراکم استخوان «سنجش تراکم یا تراکم سنجی » است.

سنجش تراکم استخوان با بیشتر دستگاه های اسکن فقط چند دقیقه طول می کشد. گر چه برای اندازه گیری از پرتو ایکس استفاده می شود، ولی دُز آن بسیار کم و اغلب کمتر از میزان پرتو تابی معمول محیط است. بنابراین می توان در صورت لزوم آن را در کودکان و زنان باردار هم انجام داد و تکرار کرد.

برای سنجش تراکم استخوان، فرد باید روی تخت دراز بکشد. وقتی توده ی استخوانی در مهره ها اندازه گرفته می شود، بالشتکی مستطیلی زیر ران ها قرار داده می شود (این کار برای صاف نگاه داشتن قسمت پایین مهره ها تا حد امکان در هنگام اندازه گیری  است). بازوی فلزی نازکی در طول جایگاه بالا و پایین می رود، ولی مانند سایر انواع اسکن تونلی در کار نیست. لزومی به در آوردن لباس ها هم نیست، گرچه لباس های حاوی قطعات فلزی را پیش از انجام کار در می آورند. هیچ نوع تزریق یا کار نا خوشایندی انجام نمی شود.

راه دیگر برای اندازه گیری توده استخوانی، استفاده از دستگاه فراصوت در روشی به نام تضعیف فراصوتی پهن باند (BUA) است. این کار معمولاً برای اندازه گیری در استخوان پاشنه انجام می شود و پرتوتابی در آن انجام نمی گیرد. این شیوه را نمی توان در تشخیص پوکی استخوان استفاده کرد، ولی میزان کم تراکم می تواند انجام DXA را ضروری کند، در حالی پوکی استخوان در مقادیر بیشتر از میزان مشخص نامحتمل است.

پرتو ایکس

پرتو ایکس مورد استفاده در بخش رادیو لوژی برای تشخیص شکستگی در پوکی استخوان استفاده می شود. البته در تشخیص توده ی استخوانی پایین چندان مفید نیست،چون تراکم استخوان ها در پرتوتابی ایکس به عوامل فنی متعددی در مورد خود پرتو و نیز مقدار استخوان در معرض آن دارد. گمان می رود توده ی استخوان کم فقط هنگامی با پرتو ایکس قابل تشخیص است که اندازه ی آن کمتر از نصف میزان طبیعی باشد! بنابراین تشخیص ضعیف شدن استخوان ها با پرتو ایکس را باید جدی گرفت، کم بودن توده ی استخوانی را اغلب با پرتو ایکس بررسی نمی کنند.

در حال حاضر، پرتو ایکس تنها شیوه ی گسترده ی تشخیص شکستگی مهره است. ولی جدید ترین دستگاه های DXA تصاویر بسیار واضحی از مهره ها فراهم می کنند و می توان به جای پرتو ایکس از آن ها در تشخیص شکستگی مهره استفاده کرد. یک امتیاز استفاده از این دستگاه ها پایین تر بودن دُز پرتوتابی نسبت به دستگاه های معمولی رادیولوژی است.

آزمایش خون و ادرار

پوکی استخوان را نمی توان با آزمایش های خون و ادرار تشخیص داد، ولی این آزمون ها اغلب برای تشخیص بیماری های دیگر همراه با تحلیل استخوانی، مثل پرکاری غده ی تیروئید، بیماری کبدی یا مِیلوم (بیماری بد خیم مغز استخوان) انجام می شوند. آزمون های خون و ادرار را می توان برای اندازه گیری
میزان تحلیل استخوانی انجام داد و در پیش بینی خطر شکستگی مفید هستند. همچنین می توان برای نظارت بر پیشرفت درمان از آن ها بهره گرفت، گرچه هنوز زیاد از این شیوه استفاده نمی شود.

چرا باید مراقب پوکی استخوان بود؟

غربالگری برای پوکی استخوان

در حال حاضر، سنجش تراکم استخوان دقیق ترین شیوه ی تشخیص پوکی استخوان است. اغلب پرسیده می شود همه ی زنان پس از یائسگی باید سنجش تراکم استخوان شوند؟

متخصصان بر این باورند که دلیلی برای غربالگری همه ی افراد، چه زنان پس از یائسگی و چه سالمندان، از نظر پوکی استخوان وجود ندارد، گر چه این نظر ممکن است در آینده تغییر کند.

استفاده از عوامل خطر برای انتخاب موارد سنجش تراکم استخوان

در غیاب برنامه غربالگری، چطور می توان افراد در معرض خطر پوکی استخوان را پیدا کرد تا پیش از بروز شکستگی تحت درمان قرار گیرند؟

شیوه ای که در حال حاضر پزشکان از آن استفاده می کنند انتخاب افراد از روی عوامل خطر برای پوکی استخوان است، مثلاً زنانی که دچار قاعده نشدن یا یائسگی زودرس هستند. همه ی این ها باید سنجش تراکم استخوان شوند تا معلوم شود برای جلوگیری از شکستگی نیاز به درمان دارند یا نه.

استفاده از سنجش تراکم استخوان برای تأیید تشخیص پوکی

استخوان: در کسانی که تا حالا یک یا چند شکستگی داشته اند، سنجش تراکم استخوان برای تعیین این است که آیا شکستگی ها ناشی از پوکی استخوان بوده اند یا نه؛ مثلاً گاهی این در بیماران دچار شکستگی های خود به خود مهره ها واضح است، ولی در برخی موارد هم تشخیص شکستگی در اثر پوکی استخوان از شکستگی در اثر ضربه دشوار است.

سنجش تراکم استخوان در افرادی هم که علائمی از پوکی استخوان، مثل تحلیل استخوانی یا ضعف استخوان ها در رادیوگرافی، نشان داده اند برای تشخیص دقیق انجام می گیرد. کوتاه شدن قد در سنین بالا تا حدی (معمولاً دو یا سه سانتی متر) طبیعی است؛ ولی کوتاهی بیش از پنج سانتی متر می تواند نشانه ی پوکی استخوان باشد، هر چند بیماری های دیگر، مخصوصاً آرتروز، هم می توانند باعث آن شوند.

استفاده از سنجش تراکم استخوان برای ارزیابی اثرات درمان : سنجش تراکم استخوان در ارزیابی پیشرفت درمان پوکی استخوان هم انجام می شود. البته بسیاری پزشکان بر این باورند که نظارت مداوم ضرورتی ندارد، چون در کمتر بیماری درمان بی اثر است؛ در عوض، این کار برای ارزیابی تراکم استخوان بعد از حدود پنج سال و در تعیین ضرورت ادامه ی درمان مفید است.

ضعیف شدن استخوان در رادیوگرافی : پزشک ممکن است گاهی ضعیف شدن استخوان را در عکس رادیولوژی تشخیص بدهد. این اغلب یافته ای اتفاقی در عکسی است که برای چیزی بدون ارتباط با پوکی استخوان گرفته می شود.

این یافته را همیشه باید جدی گرفت، چون ضعیف شدن استخوان ها در عکس رادیولوژی بدین معنی است که میزان تحلیل استخوانی قابل توجه و خطر روی دادن شکستگی بالا است.

آیا سنجش تراکم استخوان آسان است؟

متأسفانه سنجش تراکم استخوان زیاد در دسترس نیست، و در برخی مناطق حتی امکان انجام آن وجود ندارد. وجود متخصص در مراکز انجام سنجش تراکم استخوان مهم است، چون کار با دستگاه، تفسیر نتایج و راهنمایی در مورد درمان نیازمند آموزش و تجربه است. بهترین مراکز معمولاً در بیمارستان ها هستند و پزشک مشاوری با تجربه کار در بیماری های استخوانی دارند.

اگر سنجش تراکم استخوان در دسترس نباشد، پزشک ممکن است از روی عوامل خطر تصمیم گیری کند. این بهترین گزینه در شرایط موجود است، ولی ممکن است منجر به درمان غیر ضروری در برخی افراد گردد، چون همه ی افراد دارای عوامل خطر عملاً دچار پوکی استخوان نیستند.

درمان پوکی استخوان: اقدامات کلی

نکات کلی

درمان پوکی استخوان شامل تسکین درد، بهبود تحرک، مقابله با اثرات روانی بیماری و جلوگیری از تحلیل بیشتر استخوان به منظور کاهش خطر شکستگی است. گر چه درمان دارویی معمولاً برای جلوگیری از تحلیل استخوان ضروری است، خود بیمار هم می تواند کارهایی برای جلوگیری از پیشرفت بیماری انجام دهد.

بیشتر مبتلایان به پوکی استخوان، آموزش بیشتر در مورد بیماری را مفید می دانند و از این که کارهایی، هم برای پیشگیری از تحلیل بیشتر استخوان و هم برای درمان علائم موجود، می توان کرد اطمینان خاطر می یابند. دانستن اینکه می توانند خودشان اقداماتی برای بهبود بیماری شان انجام دهند، مثل ورزش، تغییر در رژیم غذایی و جلوگیری از زمین خوردن، به بیماران کمک می کند تا احساس کنند بر بیماری خود کنترل دارند و می توانند احتمال بهبود را بیشتر کنند. بسیاری افراد هم، صحبت کردن با دیگر مبتلایان را مفید می دانند و در می یابند  فقط آن ها مبتلا به پوکی استخوان نیستند. گروه های حمایتی بیماران، مثل انجمن ملی پوکی استخوان در بریتانیا، منبع اطلاعات بسیار خوبی درباره ی همه ی جنبه های بیماری ارائه کرده وامکاناتی فراهم می کنند که بیماران بتوانند همدیگر را ملاقات کنند و متخصصین بر کنترل بیماری آن ها نظارت داشته باشند.

تسکین درد

درد پوکی استخوان چقدر شدید است؟

درد پوکی استخوان بسیار متغیر است و از درد شدید مزمن در برخی افراد تا ناراحتی بسیار جزئی در عده ای دیگر تغییر می کند.دردی که بعد از شکستگی لگن یا مچ دست روی می دهد معمولاً بعد از عمل جراحی به سرعت از بین می رود، گر چه تا مدتی بعد از آن باید داروی مسکن مصرف کرد. در بیماران مبتلا به دیستروفی دردناک بعد از شکستگی مچ دست، فیزیوتوراپی می تواند باعث تسکین درد و بهبود حرکت شود. در موارد بسیار شدید، روشی به نام سیمپاتکتومی ممکن است توصیه شود که در آن، اعصاب دست گرفتار بریده شده یا با دارو بی حس می شوند. درمان دیگر تحریک الکتریکی فراجلدی عصب (TENS) نام دارد که در صفحه ی ۵۳ در مورد آن بیشتر توضیح داده می شود.

درمان درد شدید

در بیمارانی که شکستگی واقعی مهره دارند، درد ممکن است بسیار شدید و درمان آن دشوار باشد. یک دوره استراحت مطلق ممکن است برای ایشان ضروری شود، گر چه باید مدت آن تا حد امکان محدود باشد، چون خود عدم تحرک مستقیماً باعث تحلیل استخوانی بیشتر می شود. گاهی کرست های ستون مهره ها می توانند درد را تا حدی تسکین دهند، گر چه بسیاری پزشکان استفاده از آن ها را تجویز نمی کنند چون ستون مهره ها را بدون تحرک کرده و تحلیل استخوانی را بیشتر می کنند. مسکن های بسیار قوی، مثل دارو های مرفینی، ممکن است در مراحل اولیه ی بعد از شکستگی لازم شوند. متأسفانه، این ها و دیگر مسکن های قوی اغلب عوارض جانبی مثل خواب آلودگی، یبوست و گیجی ذهنی دارند، ممکن است خطر زمین خوردن بیمار را بالا ببرند.

در بیماران دچار درد شدید که با مسکن تسکین نمی یابد، گاهی درمان با هورمونی به نام کلسیتونین بسیار مؤثر است. این هورمون توسط غده ی تیروئید ساخته می شود (ولی کاملاً از تیروکسین متمایز است) و خواص تسکین دهندگی دارد که در زمانی که رویکرد های دیگر نتیجه نمی دهند بسیار مؤثر است. کلسیتونین را می توان به صورت استنشاقی یا تزریقی استفاده کرد. عوارض جانبی هم دارد، مخصوصاً تهوع و گُر گرفتگی با تزریق آن، که تهوع گاهی تا چند ساعت باقی می ماند. استفراغ و اسهال هم ممکن است روی دهند و محل تزریق هم دردناک شود. با این همه، تسکین درد در برخی بیماران در یک یا دو هفته پس از شروع درمان، ارزش عوارض آن را دارد.

قرص های مسکن

وقتی درد شروع به تسکین کند، بسیاری بیماران در می یابند مسکن هایی مثل استامینوفن ساده یا کُدیین یا ترکیبی از این ها، مثل کو-دیدرامول، کو-پروکسامول به اندازه کافی برای بازگشت به فعالیت های معمول درد را تسکین می دهند. در برخی موارد، دارو های ضد التهابی غیر استروئیدی مثل ایبوپروفن مؤثرند. بیماران واکنش های متفاوتی، هم در میزان تأثیر و هم در عوارض جانبی، به مسکن ها نشان می دهند، از این رو، آزمون فراورده های مختلف به هنگامی که یک دارو اثر ندارد مفید است. مسکن های بسیار زیادی وجود دارند که بدون نسخه یا با تجویز پزشک ارائه می شوند و ممکن است یافتن مناسب ترین آن ها مدتی طول بکشد، ولی ارزش پافشاری را دارد.

کارهای دیگر

کارهای دیگری هم می توان برای تسکین درد انجام داد. بالشتک گرمایی، کیسه ی آب گرم و کیسه ی یخ می توانند درد را تسکین دهند. طب سوزنی در برخی بیماران مؤثر است، گر چه همه جا در دسترس نیست.  TENS(تحریک الکتریکی فرا جلدی عصب) هم درد را در بعضی بیماران تسکین می دهد. در این روش دستگاه کوچکی به کمر بسته شده و الکترود های کوچک آن را روی نواحی گرفتار درد می گذارند که باعث احساس سوزن زدن می شوند. هدف این است که این احساس های تولید شده توسط دستگاه بر درد ناشی از شکستگی مهره فائق آیند. بالاخره، توجه به جزئیاتی مثل صندلی راحتی با بالش های کمری و نیز تشک سفت و مناسب مهم است و می تواند کیفیت زندگی روزمره را بهتر کند.

فیزیو تراپی و آب درمانی

فیزیو تراپی، یعنی درمان علائم بیماری با وسایل ورزشی، در درمان پوکی استخوان بسیار مهم است و درد را تسکین داده و تحرک را بیشتر می کند. در بیماران دچار شکستگی مهره، ماهیچه های اطراف ستون مهره ها اغلب در نتیجه ی درد دچار گرفتگی می شوند، که خود این درد را بیشتر می کند. رها کردن گرفتگی این ماهیچه ها با فیزیو تراپی ملایم، به تسکین درد کمک می کند. آب درمانی (ورزش ملایم در آب) هم به شل کردن ماهیچه ها کمک می کند.

اثر بر اعتماد به نفس و خطر زمین خوردن

بسیاری بیماران دچار پوکی استخوان بسیار غیر فعال می شوند، که تا حدی به علت درد است، ولی از دست دادن اعتماد به نفس و ترس از زمین خوردن و شکستگی بیشتر، یا این ورزش ممکن است به آسیب بیشتر مهره ها منجر شود هم در آن بی تأثیر نیست. فیزیوتراپی و آب درمانی می توانند در بهبود تحرک و بازگرداندن اعتماد به نفس افراد مفید باشند، ماهیچه ها را نیز تقویت کرده و به بیماران در محافظت از خود هنگام لغزیدن و زمین خوردن کمک می کنند.

اثر بر وضعیت بدن

اثر مفید دیگر فیزیوتراپی بهبود وضعیت بدن است. درد پشت و گرفتگی ماهیچه ای اغلب بیمار را وا می دارد شانه ها را گرد کرده و از راست نگاه داشتن پشت خودداری کند، ولی با ورزش ملایم و شل کردن ماهیچه های ستون مهره ها، وضعیت بدن اغلب بهبود می یابد. بیماران دچار پوکی استخوان مهره ها، از تغییر در شکل ستون مهره ها و خم شدن پشت بسیار ناراحت می شوند و باید به آن ها فهماند که اغلب می توان این وضعیت را بهبود داد.

چه ورزشی بهتر از همه است؟

مقدار و نوع ورزشی که باید انجام شود بسته به شدت ناراحتی بیمار متفاوت است. ورزش های خیلی سنگین در برخی شرایط مضر هستند و پیش از شروع ورزش بهتر است با پزشک یا متخصص فیزیوتراپی مشورت کرد.

به طور کلی، باید از ورزش های که باعث درد می شوند اجتناب کرد، گر چه کمی ناراحتی را می توان نادیده گرفت. انجمن ملی پوکی استخوان در بریتانیا کتابچه ای درباره ی ورزش های مفید در بیماران مبتلا به پوکی استخوان منتشر کرده است.

فرستادن یک دیدگاه

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>