آشنایی با محمد زکریای رازی
توسط مدیر سامانه دذ 21 ژوئن, 2012 دذ 09:12 ب.ظ | دسته‌بندی شده در آشنایی با پزشکان ایرانی اسلامی | با ۰ دیدگاه

ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی الرازی یکی از بزرگترین علما و حکمای ایران و یکی از بزرگ ترین اطباء جهان است که نظیر او در تاریخ و تمدن بشر کمتر دیده میشود که او رامیتوان جالینوس ایران گفت.

محمد زکریای رازی در شعبان سال ۲۵۱ هجری در شهر ری دیده به جهان گشود ودر همان شهر به تحصیلات ژرف خود در فلسفه و ریاضیات و نجوم و ادبیات مبادرت نمود و بعد از سنین جوانی به علم طب روی آورد و تجربیاتی هم در علم کیمیا نمود.
گویند رازی بر اثر بخار آب آزمایش های متعددش به منظور یافتن ماده ای که بتواند مس را به طلا تبدیل کند به بیماری چشمی مبتلا شد و در نتیجه کور شد.
محمد زکریای رازی از اشخاصی است که پس از گذراندن چندین مرحله از مراحل عمر و به آخر رسانیدن عهد شباب به تحصیل طب و حکمت توجه کرده و چون مدت ها از تحصیل علوم غلفل وبه امور دیگر مایل بوده ادراک این زیان عظیم بر شوق او افزوده و از قدم اول با عزمی راسخ به کار پرداخته است.
گویند وقتی به تحصیل طب شروع کرد که۴۰سال از سنین عمر او گذشته و از حیث طلب علم به بطالت رفته بود و فقط قدرت عزم و قدرت ثبات و عشق به علم و معرفت بوده که تلافی ضررهای گذشته ها را جبران نموده است.
اکثر مورخین و نویسندگان اسلامی بدبختانه به ذکر جزئیات زندگانی و وقایع و سوانح ایام طفولیت رجال توجع نکرده اند و به ضبط این قبیل مسائل اعتنایی نداشته به همین علت در این مورد درست نمی دانیم. رازی پس از تکمیل تحصیل در ری وطن خود به معالجه ی بیماران پرداخت و در این امر چنان مهارت به خرج میداد که در اندک مدتی اوازه ی اشتهارش عالم اسلامی را فرا گرفت با آنکه خود هنوز از ری قدمی بیرون ننهاده بود در تمام شهر های معتبر او را می شناختند ونام اورا به عنوان قابل ترین اطباء به زبان میراندند.
ری در زمان محمد زکریا بیمارستان معتبری داشت که     دار الشفاء و مدرسه طبی ان شهر محسوب میشد و عده ای از بزرگان اطباء در آن محل به معالجه ی مریض ها و تعلیم دانش پژوهان اشتغال داشتند.محارت محمد زکریا و حسن معالجه ی او از مریضها نظر عامه را به طرف او جلب کرد و به ریاست بیمارستان وطن خویش منتخب گردید.
بیمارستان که نویسندگان عرب در کتب خود اغلب ان را مارستان نوشته اند لفظی است فارسی و به معنا ی مریضخانه می باشد ولی با مریضخانه های امروزی فرق داشته زیرا بیمارستانهای دوره ی اسلامی تنها مریضخانه نبوده بلکه علاوه بر معالجه ی مرضی در ان محل علم طب را هم تدریس می کرده اند.به عبارت دیگر بیمارستانهای دوره ی اسلامی هم مریضخانه بوده و هم مدرسه ی تعلیم طب.
تاسیس این نوع بیمارستان را مسلمین از ایرانیهای دوره ی ساسانی اموختند وترتیب تاسیس ان را با نام ان (بیمارستان یا مارستان) از ایشان فراگرفتند.
اول کسی که در دوره ی اسلامی بیمارستان معتبر به طرز ایرانیها تاسیس کرده هارون الرشید خلیفه ی پنجم عباسی (۱۷۰تا ۱۹۳ه.) است که به استعانت اطبای بیمارستان جندی شاپور؛در بغداد بیمارستانی شبیه به ان ایجاد کرد.
بیمارستان جندی شاپور معتبر ترین و مشهور ترین بیمارستانهای مشرق زمین است و انوشیروان عادل شاهنشاه معارفخواه ایران ان را برای معالجه ی مریضها و تعلیم طب یونانی و شرقی تاسیس کرده بود.
این بیمارستان در زمان انوشیروان تنها پناه گاه علم و معارف دنیای متمدن محسوب میگردید و از اطراف و اکناف برای تحصیل طب بدان محل مسافرت می نمودند.بیمارستان مزبور مدت ها پس از انقراض دولت ساسانی هم باقی ماند و تا عصر عباسیان اطباء سریّانی و هندی و ایرانی در آنجا به تدریس و معالجه مشغول بودند.منصور خلیفه دوم و رشید خلیفه پنجم اطبای بیمارستان مزبور را به بغداد جلب کردند و پس از تاسیس بیمارستان بغداد در عصر رشید و بیمارستان های دیگر به تقلید و ترتیب بیمارستان جندی شاپور از رونق و اعتبار این اساس اصلی کاسته شد و از نیمه مائه ی سوم هجری به بعد نام آن به تدریج فراموش گردید.
اما محمد زکریای رازی در زمان اقامت در ری و داشتن ریاست بیمارستان آن شهر از برای تمام سکنه واهالی ممالک اسلامی مرجع عام محسوب می شد از یک طرف برای طالبینی که از فرسنگها فاصله رنج سفز می بردند و به ری می آمدند مشکلات علمی را حل میکرد و از طرفی دیگر امراض صعب را که اکثر اطبای جهان از معالجه آن اظهار عجز و ناتوانی کرده علاج می نمود.
امری که بیش از همه مردم را متوجه او می نمود گذشته از مهارت و استادی حسن معاشرت با مریض ها و اخلاق پسندیده او بوده است چه این استاد بلند مقام هم به مریض ها احسان می کرده و هم به حسن سیرت و چهره گشاده ایشان را می پذیزفته به همین سبب قلوب را اسیر و مردم را فریفته و مفتون خود می ساخته است.
رازی در نیمه دوم از مائه ی سوم هجری به بغداد سفر کرد و در عصر المُکتَفی پانزدهمین خلیفه عباسی ریاست بیمارستان بغداد یافت به این طریق بزرگترین اطبای اسلام به ریاست معتبر ترین بیمارستانهای عصر خود (بیمارستان بغداد) برقرار گردید.
قبل از سفر بغداد استاد معظو در ری پیش منصوربن اسحق که از جانب پسر عم خود امیر احمدبن اسماعیل سامانی حکمران ری بود از۲۹۰تا۲۹۶هجری میزیست وبه نام منصور مزبور کتبی تالیف کرده بود و چنین مشهور است که در موقعی نیز که در بغداد ریاست بیمارستان آن شهر را داشت کتابی در اثبات صنعت کیمیا نگاشت و از بغداد به ری آمده آن را تقدیم منصور کرد.
منصور کتاب مزبور را با تشکر تمام پذیرفته مؤلف دانشمند را هزار دینار جایزه داد ولی در مقابل اورا از نعمت بزرگی محروم کرد.
توضیح آنکه منصور حکمران ری محمدبن زکریا را امر فرمود به همان وضع که در کتاب خود بیان کرده برای او طلا بسازد.استاد چون متنع بودن این عمل را میدانست فراهم نبودن ادوات و مشکلات عمل را بهانه آورد ولی منصور اصرار نمود و رازی را اجبارا به این عمل واداشت و گفت من جمیع مشکلات کار تورا رفع میکنم.
محمد زکریا پس از یک رشته عملیات عاجز آمد منصور اورا پیش خوانده گفت: من باور نمیداشتم که مرد حکیم کتاب خویش را به کذب آلوده کند و آن کتب را به حکمت منصوب دارد و مردم را به آن ها مشغول کند و ایشان را در اعمال بی فایده به رنج اندازد من ترا چون طی راه کرده و رنج سفر برده بودی به هزار دینار اجر دادم لیکن در مقابل کذبی که در کتاب خود ذکر نموده ای ناچار باید ترا جزایی دهم پس گفت با تازیانه بر سر عالم بیچاره زدند و کتاب تقدیمی را چندان بر فرق او کوفتند که پاره پاره شد و بر اثر این ضربت دیدگان جهان بین رازی از نور بصر محروم شد وعالم با افتخار ایران بزرگترین دانشمند تحقیق خود را از دست داد.
حقیقت این حکایت درست معلوم نیست ولی چیزی که محقق است اینکه محمد زکریای رازی در آخر عمر  وسنین کهولت نابینا شده و مدتی هم بی دیده ی جسمانی زیست میکرده است.گویند کحالی در ایام نابینایی پیش او آمد و معالجه چشم اورا داوطلب گردید محمد اورا مخاطب ساخته گفت:چشم چند طبقه است؟ کحال گفت نمیدانم فرمود:کسی که این مطلب را نداند از عهده معالجه چشم من برنخواهد آمد. کحال گفت اگر من ترا معالجه کنم بینا خواهی شد و همه جا را خواهی دید دانشمند رازی فرمود: من چندان دنیا را دیده ام که از نظاره ی آن ملول گشته ام
 
 

فرستادن یک دیدگاه

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>