باب دوم،در شناختن مزاج هر آدمی
توسط مدیر سامانه در ۱۱ شهریور, ۱۳۹۱ در ۰۸:۱۳ بعد از ظهر | دسته‌بندی شده در | با ۱ دیدگاه

این با ب ۵ فصل است:

فصل اول:

در شناختن مزاجهای دماغ

بدان که حال دماغ از ۵ گونه، معلوم توان کرد از شکل سر.

و بدان که شکل سر آنگاه خوب بود که همچنان بود که کره ای از موم نند و هر دو دست بر جانب وی نهند و اعتماد کنند تا آن دو سوی وی در نشیند و از پیش و پس او اندکی بیرون آید .

 و منفعت از بیرون آمدن از پیش آن بود تا آن بخش که از دماغ در پیش سر است ، بیشتر بود که منبت  پیها که حامل قوت های ۵گانه است کامل تر بود.

 ومنفعت بیرون آمدن از پس آن است که منبت (رویشگاه) نخاع کامل تر بود.

وشکل سر چون چنین باشد کامل تر بود و اگر نه چنین باشد بد باشد و آن بر سه گونه بود:

اول : باریک باشد و پوشیده و خواب تمام دارد .

دوم : اما دماغ تر ، قوای ۵ گانه وی کند باشد و از دماغ ، تری ها بسیار پالاید و خوابش گران بود.

 سوم: اما دماغ خشک ، از سر وی هیچ تری نپالاید و از قوای ۵ گاه تیز باشد چنانکه آوازهای نرم وبویهای طعماهای اندک ، زود دریابد و خوابش اندک باشد و موی سر زود برآید و کثیف باشدو به زردی میل دارد و به جعدی و زود اطلع شود.

 

فصل دوم

در مزاجهای دل

دل گرم

نبض و تنفس هر دو عظیم باشد و سریع و متواتر و مرد شجاع باشد .

واگر سخت گرم باشد شتابزده باشد و متهور و زود خشم گیرد و سینه پهن دارد و اندر حوال آن موی بسار دارد.

و اگر با پهنی سینه ،  سر کوچک بود نشان قوی است بر آن که مزاج دل سخت گرم باشد.

و هر گاه که دل گرم باشد همه  تن گرم باشد ، مگر که مزاج جگر ، سرد باشد و با دل برابری کند ، لاجرم با گرمی دل ، تن گرم نشود.

دل سرد

نبض و نفس ، بطی ( کند) و صغیر ومتفاوت بود و مرد بد دل بود و در کارها کسلان ( بی حال) بود و سینه از موی برهنه باشد.

دل خشک

 نبض صلب باشد و مرد آهسته بود لیکن اگر وقتی خشم گیرد دشوار ساکن شود و لجوج باشد .

دل تر

نبض نرم باشد و در کارها زود متغیر شود و زود خشم گیرد و زود ساکن شو . والله اعلم.

 

فصل سوم

در مزاج های جگر

جگر گرم

چون مزاج جگر گرم باشد رگ های نا جهنده ای ( سیاهرگ ، ورید ، عروق غیر ضوارب) که از جگر رسته است فراخ باشد و صفرا بسیار تولد کند و چون گرم باشد بدان سبب ، همه اندامها گرم بود و بر شکم خاصه بر نیمه راست موی بیشترباشد.

جگر سرد

رگهای ناجهنده تنک باشد و باریک و رطوبت در وی بسیار بود و خون سرد باشد اگر دل گرم با وی برابری نکند بر شکم وی هیچ موی نباشد.

جگر تر

خون بسیار باشد و رگها نرم و همه اندامهای او نرم و تر بود اگر خشکی دا برابری نکند.

جگر خشک

خون او غلیظ باشد و اندک و رگها صلب باشد و تن خشک بود . والله اعلم.

 

فصل چهارم

در مزاجهای معده

معده گرم

گواریدن طعام فزون از ارزوی او باشد و طعامهائی که در دیگر معده ها دیر گوارد اندر این معده نیک گوارد و طعامهای لطیف در این معده بسوزد و باشد که درد سر آرد.

 معده سرد

آرزوی طعام زیاده از هضم طعام بود و طعام ترش شود و آروغ ترش برآورد و طعام سرد آرزو کند ولیکن چون بخورد رنجور شود.

معده خشک

تشنگی بسیار کند و اندکی آب او را کفایت کند و اگر آب بسیار خورد بر وی گران شود و خورش خشک آرزو کند و بسیاری آن زیان دارد.

معده تر

برضد این باشد.

و بدانکه فرق میان مزاج اصلی با مزاج عارضی آن است که خداوند مزاج اصلی را چیزها مانند مزاج خویش آرزو کند و خداوند مزاج عارضی را چیز های مخالف مزاج او آرزو کند مگر اینکه روزگار بر آیدو مزاج عارضی چون مزاج اصلی شود و آنگاه وی را چیز هائی مانند خویش آرزو کند . والله اعلم.

 فصل پنجم

در شناختن مزاجهای خصیتین ( دو بیضه، خایگان مردان)

خصیصه گرم

این کس را بر زهار و حوال آن موی بسیار باشد و بسیار جماع کند و فرزند نرینه (پسر) بیشتر آید.

خصیصه سرد

احوال او بر خلاف این بود.

خصیصه تر

بسیار منی باشد.

خصیصه خشک

منی سخت غلیظ باشد و زود خواب بیند ( احتلام شود) و بر جماع کردن حریص باشد و بسیار فرزند باشد و بر زهار و حوالی آن موی بسیار بود ولیکن زود از کار بازماند و اگر بر خود پافشاری کند نیک زیان دارد.

باب دوم

در شناختن مزاج هر آدمی

و این با ب ۵ فصل است:

فصل اول:

در شناختن مزاجهای دماغ

بدان که حال دماغ از ۵ گونه، معلوم توان کرد از شکل سر.

و بدان که شکل سر آنگاه خوب بود که همچنان بود که کره ای از موم نند و هر دو دست بر جانب وی نهند و اعتماد کنند تا آن دو سوی وی در نشیند و از پیش و پس او اندکی بیرون آید .

 و منفعت از بیرون آمدن از پیش آن بود تا آن بخش که از دماغ در پیش سر است ، بیشتر بود که منبت  پیها که حامل قوت های ۵گانه است کامل تر بود.

 ومنفعت بیرون آمدن از پس آن است که منبت (رویشگاه) نخاع کامل تر بود.

وشکل سر چون چنین باشد کامل تر بود و اگر نه چنین باشد بد باشد و آن بر سه گونه بود:

اول : باریک باشد و پوشیده و خواب تمام دارد .

دوم : اما دماغ تر ، قوای ۵ گانه وی کند باشد و از دماغ ، تری ها بسیار پالاید و خوابش گران بود.

 سوم: اما دماغ خشک ، از سر وی هیچ تری نپالاید و از قوای ۵ گاه تیز باشد چنانکه آوازهای نرم وبویهای طعماهای اندک ، زود دریابد و خوابش اندک باشد و موی سر زود برآید و کثیف باشدو به زردی میل دارد و به جعدی و زود اطلع شود.

 

فصل دوم

در مزاجهای دل

دل گرم

نبض و تنفس هر دو عظیم باشد و سریع و متواتر و مرد شجاع باشد .

واگر سخت گرم باشد شتابزده باشد و متهور و زود خشم گیرد و سینه پهن دارد و اندر حوال آن موی بسار دارد.

و اگر با پهنی سینه ،  سر کوچک بود نشان قوی است بر آن که مزاج دل سخت گرم باشد.

و هر گاه که دل گرم باشد همه  تن گرم باشد ، مگر که مزاج جگر ، سرد باشد و با دل برابری کند ، لاجرم با گرمی دل ، تن گرم نشود.

دل سرد

نبض و نفس ، بطی ( کند) و صغیر ومتفاوت بود و مرد بد دل بود و در کارها کسلان ( بی حال) بود و سینه از موی برهنه باشد.

دل خشک

 نبض صلب باشد و مرد آهسته بود لیکن اگر وقتی خشم گیرد دشوار ساکن شود و لجوج باشد .

دل تر

نبض نرم باشد و در کارها زود متغیر شود و زود خشم گیرد و زود ساکن شو . والله اعلم.

 

فصل سوم

در مزاج های جگر

جگر گرم

چون مزاج جگر گرم باشد رگ های نا جهنده ای ( سیاهرگ ، ورید ، عروق غیر ضوارب) که از جگر رسته است فراخ باشد و صفرا بسیار تولد کند و چون گرم باشد بدان سبب ، همه اندامها گرم بود و بر شکم خاصه بر نیمه راست موی بیشترباشد.

جگر سرد

رگهای ناجهنده تنک باشد و باریک و رطوبت در وی بسیار بود و خون سرد باشد اگر دل گرم با وی برابری نکند بر شکم وی هیچ موی نباشد.

جگر تر

خون بسیار باشد و رگها نرم و همه اندامهای او نرم و تر بود اگر خشکی دا برابری نکند.

جگر خشک

خون او غلیظ باشد و اندک و رگها صلب باشد و تن خشک بود . والله اعلم.

 

فصل چهارم

در مزاجهای معده

معده گرم

گواریدن طعام فزون از ارزوی او باشد و طعامهائی که در دیگر معده ها دیر گوارد اندر این معده نیک گوارد و طعامهای لطیف در این معده بسوزد و باشد که درد سر آرد.

 معده سرد

آرزوی طعام زیاده از هضم طعام بود و طعام ترش شود و آروغ ترش برآورد و طعام سرد آرزو کند ولیکن چون بخورد رنجور شود.

معده خشک

تشنگی بسیار کند و اندکی آب او را کفایت کند و اگر آب بسیار خورد بر وی گران شود و خورش خشک آرزو کند و بسیاری آن زیان دارد.

معده تر

برضد این باشد.

و بدانکه فرق میان مزاج اصلی با مزاج عارضی آن است که خداوند مزاج اصلی را چیزها مانند مزاج خویش آرزو کند و خداوند مزاج عارضی را چیز های مخالف مزاج او آرزو کند مگر اینکه روزگار بر آیدو مزاج عارضی چون مزاج اصلی شود و آنگاه وی را چیز هائی مانند خویش آرزو کند . والله اعلم.

 

فصل پنجم

در شناختن مزاجهای خصیتین ( دو بیضه، خایگان مردان)

خصیصه گرم

این کس را بر زهار و حوال آن موی بسیار باشد و بسیار جماع کند و فرزند نرینه (پسر) بیشتر آید.

خصیصه سرد

احوال او بر خلاف این بود.

خصیصه تر

بسیار منی باشد.

خصیصه خشک

منی سخت غلیظ باشد و زود خواب بیند ( احتلام شود) و بر جماع کردن حریص باشد و بسیار فرزند باشد و بر زهار و حوالی آن موی بسیار بود ولیکن زود از کار بازماند و اگر بر خود پافشاری کند نیک زیان دارد.

 

مقالت دوم

در بیان آنکه تدبیر هواو آنچه بدان باب تعلق دارد

و این مقالت ،مرتب است بر پنج فصل

فصل اول

 

بباید که شش چیز است که اگر آن چیز ها چنانکه باید و چندان که باید و در آم وقن باید به کار دارند سبب تندرستی شود و اگر نه چنان که بتید ودر آن وقت که باید به کار دارند سبب بیماری ها شود و اطبا آن را اسباب السته گویند:

اول  هواست

دوم آنچه بخورد و بیاشامد

سوم حرکت و سکون

چهارم خواب و بیداری

پنجم استفراغ و احتباس

ششم اعراض نفسانی چون غم و شادی و خشم و خجالت.

و مدار کار تندرستی بر این شش چیز است و ما در این کتاب شرح احوال این شش چیز یاد خواهیم کرد .

نمایش ۱ دیدگاه
نوشته‌ی شما
  1. Joel گفت:

    I love reading these airtcles because they’re short but informative.

فرستادن یک دیدگاه

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>